از خود به فرا خود رسیدن...

سلام...
چه اهمیتی داره چند ساله باشی؟!
یا اینکه اهل کجا باشی؟

فکر می کنم اصل یه چیز دیگه است...
یه چیزی تو مایه های طرز تفکر

می نویسم..
ببین از طرز تفکر من چه عایدت میشه..
اگه به درد بخور بود بمون
اما اگه نه
وقتت رو صرف نوشته ها و عکس هام نکن...

فکر کنم به این نوع بیان میگن:

گربه رو دم حجله کشتن!!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۳۵ مطلب با موضوع «دوربین من» ثبت شده است

۱۲:۱۷۲۲
دی





به حرمت اولین کلامی که به من آموختی:

 بسم الله الرحمن الرحیم


امسال چه سال پر برکتیه

از دوستام قران هدیه میگیرم

ولی این قرانه فرق داره:)

 میشه باهاش رفیق شد:)

.....

حرفی نیست جز اینکه لبخند وقتی معنا پیدا کرد بر لبانم که چنین آرزوی محالی را برای من ممکن دانستی:)

پ.ن: خدایا این آدم های عجیب خوب رو حفظشون کن:)

پ.ن: باشد که دوست قرآنی با من قطع رابطه نکنه:|

دختر آفتاب ..
۱۹:۱۸۱۷
دی




بسم رب المهدی(عج)

 سلام

کتاب: حاء سین نون

به قلم سید علی شجاعی

چاپ چهارم قیمت ۹۸۰۰

انتشارات نیستان

۱۶۰ صفحه با امام حسن(ع).ماجرای سیاست کثیف معاویه و خرد و هوش آقای حا سین نون:)

 از آثار سید علی شجاعی دوتاش عجیب چسبید! یکی فصل شیدایی لیلاها.و یکی این

اوصیکم به خواندن


قسمتی از کتاب:

امام دست بر شانه ابو سعید می گذارد:

مگر نه اینکه من حجت خدایم بر خلقش و امام بعد از پدرم!؟

ابوسعید بی درنگ:

به یقین چنین است.

امام به یکی از ستون های مسجد تکیه می زند:

 مگر نه اینکه پیامبر خدا برای من و برادرم فرمود؛الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا!؟

ابوسعید سر تکان می دهد به تایید:

خودم از پیامبر شنیدم.

پس اکنون هم امام و حجتم بر مردمان، چه بر صلح،چه در جنگ....


پ.ن: فصل یک نفس عطر نرگس رسید:)

 پ.ن: صلح...این اسم گاهی با درد همراهه...که بماند!

پ.ن:  گوشی خویش را فلش نکنید مگر به اضطرار:| بیچارم کرد!

دختر آفتاب ..
۱۴:۳۵۰۵
دی




بسم رب المهدی(عج)

 نام کتاب: مسافر جمعه
به قلم: خانم سمیه عالمی
انتشارات: کتابستان
قیمت:۱۳۵۰۰ تومن


جالبه! این کتاب لبریز از اصطلاحات کوچه و بازار دهه چهله! و نویسندش یه خانوم.این یعنی خانوم عالمی ظاهرا خیلی تحقیق کردن

قصه پسری به نام رسول که عاشق رضیه است.اما همه کتاب این نیست.
داستان برمیگرده به روزایی که بوی انقلاب میاد و رسولی که سختی های زیادی رو به جان میخره
همه کتاب فصل اولشه
اما اینو اول نمی فهمید
فصل آخر میفهمید:)


یه قاشق از کتاب:
خاتون هم مثل همه مادرها دو لایه بود.لایه اول، مادارانه ی خود ساخته ای است که برای بچه ها وانمود می کنند ، مبادا آشوب به دلشان بیفتد و آب توی دلشان تکان بخورد.لایه دوم ، همه آن چیزهایی است که قرار است خودشان تنهایی جورش را بکشند و بچه ها اصلا ندانند که نمی دانند.به نظر رسول سهم لایه دوم خاتون، بدون اینکه او بفهمد زیاد شده بود.....

صفحه۹۲

دختر آفتاب ..
۲۱:۴۰۰۴
دی




بسم رب المهدی(عج)

همون روزا که به خاطر ندیدن استاد گریه می کردی باید کار دستم می اومد که
نه استاد هر استادیه
نه قرآن هر درسیه
و نه این علاقه هر علاقه ی عادی بین  شاگرد و استادیه

اما خیلی روزها از دستم رفت فقط چون اشک هاتو باور نکردم!
 
حالا امروز تو چنین تاریخی
بعد از گرفتن هزینه یک عدد بستنی:)
میفهمم که این جایزه نه هر جایزه اییه
و نه استاد هر استادی!
 
این هزارتومن شاید از نظر اون دختره به اندازه پول بستنی نمیشه! اما برای من شیرین ترین هدیه تمام عمرم بود

شیرین تر از همه جایزه هایی که به خاطر نوشتنم گرفتم
به خاطر معدل های بالام
عیدی ها
تولدم
همه چی
همه چی بود فاطمه:)
 این یه پول عادی نیست.به این اسکناس دستای استادی خورده که باید بوسیدشون:)
 حالا بگو از دست رفتم! دیوانه شدم! هرچی!
 اما من هنوز باور نکردم
اینو یکی من میدونم
یکی تو

پ.ن: استاد تو بگو اون لحظه چند؟؟:)
پ.ن: سعی کردم قشنگ بنویسم:| خدا میدونه چقدر موفق شدم!
پ.ن: امشب ماه به من خندید...ستاره ها خندید....استاد خندید..خدا خندید...همه خندیدن:)
دختر آفتاب ..
۱۰:۲۲۲۳
آذر





بسم رب الحسین(ع)

 کتاب: پروانه ایی که سوخت

روایتی داستانی از زندگی شهید سید مجتبی نواب صفوی

به قلم خانم سارا عرفانی

قیمت:۶۰۰۰ تومن


 یه  قاشق از کتاب:

مرگ برای هر انسانی هست، پیر یا جوان، انسان یه روز می میره، تصادف می کنه یا مریض میشه یا زیر آوار میره یا از بلندی پرت میشه، اما اون مرگی بهتره که با عزت باشه.مرگ با عزت، از زندگی با ذلت بهتره.مرگ در راه خدا ، خیلی بهتر از مرگ عادیه.....

پ.ن: اگه میخواین ۱۰۸ صفحه از سید نواب صفوی بدونید این کتاب گزینه خوبیه

پ.ن: روزتون پر از چیزای خوب و قشنگ

پ.ن: وقتش نیست به زندگی لبخند بزنیم!؟

دختر آفتاب ..
۲۱:۵۲۲۰
آذر





بسم رب المهدی


خواستم  بنویسم

ولی گفتم ننویسم بهتره تا اینکه از ته دل ننویسم!

 حرفی نیست جز اینکه

گاهی فکر می کنم ما آدما  موجودات خیلی بیخودی میشیم!

 پ.ن: بیت مورد علاقه من  و حوا:)

 وقتی که همه پشت به مقصد بروند/ ماندن یعنی به اصل نزدیک شدن

پ.ن: آرزوها که براورده نیشه...محال ها که ممکن میشه...نمیدونم چرا..ولی ادم به یه بی حسی میرسه! شاید خاصیت دنیاست...هرچی یخوای بی مزه تر میشه!

پ.ن: خیلی خیلی شکرت خداجون:)

پ.ن: اینم قلم من

دختر آفتاب ..
۲۲:۱۱۱۸
آذر





بسم رب المهدی(عج)

من عاشق برگ های عاشقم

برگ هایی که خوب....

عاشق بودن برای برگ هایی که رنگ باختن

بهترین صفت است

پ.ن: من دو زمان برگ ها رو خیلی دوست دارم.اردیبهشت که معشوقه شون رو پیدا می کنن و سبز سبزن! خوشحال و شاد.و آذر...که تو راه عشق زرد میشن...رنگ می بازن...

پ.ن: اگه تا حالا برگ های پاییزی جمع نکردین باید بگم همه عمرتون رسما برفناست🍁🍂🍂🍁

پ.ن: عکس بر میگرده به یک روز عالی.با آسمون عالی تر و زمین عاشق تر....!

دختر آفتاب ..
۲۱:۲۳۱۳
آذر





بسم رب الرضا


کتاب زیبایی بود ولی گفتم جدیدا ترجیح میدم مدل کتاب خوندنم رو تغییر بدم

فصل آخرش یه چیز دیگه بود


به بلندای آن ردا

انتشارات نیستان

به قلم علی شجاعی

قیمت ۱۲۰۰۰ هزار تومن


قسمتی از کتاب:

غادیه به سختی و زیر لب زمزمه:

بر زمیت نیستم انگار از شادی عبدالله...که چنین بمیرم و اکنون...رجاء گفته بود یا یاسر خادم یا...نمی دانم...که ابوالحسن میانه آمدنش به مرو،جایی به تشییع جنازه ای رفته بود...پیرزنی یا جوانی...نمی دانم...که نمی شناخته اش...اصلا ندیده بوده او را..وگفته بوده مرا...یا شوق دیدارم داشته...یا...و اکنون من در تشیع جنازه اش و بر قبرش...

غادیه می نالد:

 بر آسمانم از شوق...که چنین بمیرم...که مرا محبت ابوالحسن در سینه....



پ.ن: برای شمایی که دوست دارید از امام رضا(ع) بخوانید

پ.ن: وقتی که استاد میگه داری پیشرفت می کنی:)

پ.ن: منتظرم...منتظرم نظرت رو بدونم آقای خوبی ها...

پ.ن: عکس متعلق به گوشی منه:|

دختر آفتاب ..
۱۱:۱۰۲۸
آبان





بسم رب الرضا


فرق داره ادمی که فکر می کنه از همه بیشتر میفهمه و همش عقلش رو بالاتر از همه چیز میدونه

حتی از عقل اهل بیت!

 با کسی که مطیع و تسلیم شده است و باور داره که امام هرچی میگه صلاحش رو میخواد حتی اگه نفهمه چرا!


این دو تا با هم فرق دارند

زور که نیست!


 پ.ن: شهادتت بر تو مبارک شد و جام تسلیت نصیب ما شد...

پ.ن: عکس بر میگرده به یه روز صبح..تو حرم..و خادمی که گفت: عزیزم عکس نگیر..اما دیر گفت:)

پ.ن: هر روز باید بگویم: تو صلاحمو میخوای..تو صلاحمو میخوای...تو صلاحمو میخوای...

پ.ن: دلم تنگ شده است برای گوشه حیاط رواق امام خمینی و فواره و بچه هایی که انگار نه انگار دو شب! دورش می دوند. و یک نفس از هوایی که از عطرت پر شده و یک کاغذ و قلم که بنویسم: فکر کنم عاشق شدم...

دختر آفتاب ..
۲۰:۱۶۲۷
آبان





بسم رب الحسین


وقتی با خودم مصباح الهدی بودنت را مرور می کنم می بینم یک جای کار می لنگد!

 تو فقط مصباح نیستی!

 تو کشتی نجات منی!

 اصلا حسین یعنی نجات

تو ناجی منی آقای من

سلام ناجی...

پ.ن:

شیرینی دنیای منی

تا قیامت پای توام

دین منی

دنیای منی

آقای منی


پ.ن: قسمتی از مداحی زیبای شوریده و شیدای توام از مداح محمود کریمی

پ.ن: حال دلم با تو خوب است و بس.حقیقت هر چه باشد در همین کشتی و از نور همین چراغ است و بس.

پ.ن: یک عدد پیکسل روی کتاب آفتاب در حجاب تصویر بالا رو به وجود میاره




دختر آفتاب ..