از خود به فرا خود رسیدن..

درباره بلاگ

سلام...
چه اهمیتی داره چند ساله باشی؟!
یا اینکه اهل کجا باشی؟

فکر می کنم اصل یه چیز دیگه است...
یه چیزی تو مایه های طرز تفکر

می نویسم..
ببین از طرز تفکر من چه عایدت میشه..
اگه به درد بخور بود بمون
اما اگه نه
وقتت رو صرف نوشته ها و عکس هام نکن...

فکر کنم به این نوع بیان میگن:

گربه رو دم حجله کشتن!!

طبقه بندی موضوعی
۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۶

کبوترای تپل:)




بسم رب المهدی


رفت تو مغازه

گفتم برو من حوصله ندارم

تو پیاده رو وایستادم و به کبوترا نگاه میکردم که داشتن دونه میل می کردن

یه پیرمرد مهربون داشت بهشون دونه می داد

اینقدر حالم خوب شد

اونقدر حالم خوب شددد که یهو شک کردم از اینکه تاحالا خنده هام الکی بود یا نه

حس ناب زندگی داشتم

وسط شلوغی و بدو بدو های شهر یه ادم دل داده بود به کبوترا

همینطوری داشتم نگاشون میکردم که دیدم:

:|

عهههه! گوشه چادرم آغشته شده به مواد خاص کبوتران تپل

خیلی ذوق کردم:|

 از مغازه اومد بیرون گفت: واای دختر! چادرتو ببین!

 اما من میخندیدم و گفتم فدای سرشون!

حالمو خوب کردن اینا که چیزی نیست:)

پ.ن: کبوترای تپل میتونن دلیل زندگی باشن:)

حتی با وجود مواد خاص

پ.ن: عکس خودیه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۱۱
دختر آفتاب ..

نظرات  (۲)

خیلی عالی 
ولی من اگه چادرم اونجوری کثیف میشد یه ماشین میگرفتم میومدم خونه خیلی هم ناراحت میشدم و هول میشدم :((
پاسخ:
نه بابا:)
 می شد با اب و دستمال سر همش اورد تا مقصد:)
آره بابا :)) فدای سرشون. :))
گوگولی مگولی ^_^
پاسخ:
خیلی خوبن:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی